خرید بک لینک
  • چهارشنبه / ۷ مهر ۱۳۹۵ / ۰۰:۱۵
  • دستهبندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 95070603729
  • منبع : مطبوعات

نطفهای که همزمان با انعقاد سقط شد

به گزارش ایسنا، هفتهنامه صدا در شماره ۹۹ خود به قلم "عباس عبدی" نوشت: «چهارشنبه دو هفته پیش در جلسهای مستمر که تعدادی از اصلاحطلبان در آن شرکت داشتند، این بحث مطرح شد که آیا ممکن است آقای روحانی رد صلاحیت شوند؟ در این صورت چه رفتاری باید داشت؟ آیا لازم نیست که از حالا در این زمینه فکری شود؟ بنده جزو آخرین کسانی بودم که نظرم را گفتم. با توجه به مسائلی که پیرامون نامزدی احتمالی احمدینژاد و رد صلاحیتها مطرح است، سعی میکنم در اینجا هم آن نظر را تقدیم کنم.

این که از ابتدای انقلاب تا کنون این تعداد از روسای جمهور با وضعیتهای غیرعادی مواجه شده باشند و رد صلاحیت شوند، مسالهای نیست که ادامه آن مطلوب نظام باشد. حتما راهحلهایی برای جلوگیری از تکرار آن میتوان پیدا کرد.

واقعیت این است که نظام سیاسی ایران شکل خاصی دارد. نه ریاستی است و نه پارلمانی و نه حتی ترکیبی. انتخابات ریاستجمهوری ایران به گونهای است که نامزدهای اصلی آن، هم از منظر اخلاقی و هم به لحاظ سیاسی پیش از نامزدی باید با رهبری مشورت کنند. در واقع اجازه ضمنی یا حداقل عدم مخالفت رهبری را ضمیمه نامزدی خود نمایند.

شاید در دور دوم ریاستجمهوریها چنین کاری خیلی الزامی نباشد ولی در دور اول و حضور دوباره این استمزاج یا درخواست اجازه برای حضور ضروری است.

به علاوه رهبری هم یکی، دو بار بر طبیعی بودن حضور دو دورهای تاکید داشتهاند.

البته این بدان معنا نیست که انتخابات واقعیت ندارد و فرمایشی است و هر کس باید اجازه بگیرد؛ در واقع برای تایید و رد حضور افراد در این مورد از زبان دیپلماتیک برای بیان منظور استفاده میشود و کمتر زبان امر و نهی به کار میرود.

آقای خاتمی هم در سال ۱۳۷۵ چنین استمزاجی را داشت. دیگرانی هم که مهم بودند این کار را انجام دادند. طبیعی هم هست؛ زیرا هر کس که رئیسجمهور میشود در هر حال میخواهد در این نظام کار کند و قرار نیست که نوعی تقابل را تجربه کند؛ هر چند ممکن است اختلاف نظر باشد و حتی در سیاستها نیز زاویه وجود داشته باشد ولی در کلیات مساله باید تفاهم باشد. بدون حداقلی از این تفاهم حضور انتخاباتی موثر و معنادار نیست.

اگر در این جریان مخالفتی با حضور آن فرد باشد، حتما به صورت صریح یا آشکار بیان خواهد شد. نمونهاش در سال ۱۳۸۷ است که تعابیر انجام شده برای آقای خاتمی به منزله مخالفت ضمنی یا حتی صریح با حضور ایشان بوده و همان موقع هم معلوم بود که آن حضور به سرانجامی نمیرسد و ایشان با فشار غیرطبیعی دوستانشان وارد میدان شدند و چیزی نگذشت که انصراف دادند و فرآیند حضور نفر بعدی هم در نهایت به شکلی درآمد که متناسب با وضعیت ایران نبود.

در آن جلسه توضیح دادم که به نظر من رد صلاحیت آقای هاشمی هم قطعا رخ نمیداد. اگر از روزهای پیش ایشان تصمیم به شرکت میگرفت و موضوع را با رهبری مطرح میکرد.

این پذیرفتنی نیست که در ساعت ۵ بعد از ظهر و یک ساعت پیش از پایان ثبتنام کسی مثل آقای هاشمی به جمعبندی برای شرکت در انتخابات برسد و قبل از آن چنین تصمیمی نداشته باشد. من در ذهن ایشان نبودم و نیستم ولی غیر ممکن است که یک انسانی سیاسی و عاقل پیش از آن تصمیم نگرفته باشد، مگر این که فقط به لحاظ تاکتیک آن را به تاخیر انداخته باشد. اصولا اتخاذ این تصمیم مبتنی بر یک فرآیند طولانی است و این که مساله به این مهمی را بخواهند در عرض یک ساعت پیش از پایان مهلت ثبت نام و از طریق تلفن با رهبری حل کنند که جز جایگاهی رسمی، رفاقتی نیمقرنی با یکدیگر داشتهاند، قطعا به منزله نوعی رفتار غیرطبیعی تلقی میشود و نتیجه آن نیز همان است که دیدیم.

اکنون نیز همین وضع برقرار است. اگر نظام به هر دلیلی نخواهد آقای روحانی بیاید، این را در همین زمان یا ماههای آینده به هر نحوی که صلاح بدانند به اطلاع وی خواهند رساند و آقای روحانی هم کسی نیست که در برابر این تصمیم مخالفت کند و ثبت نام نماید تا رد صلاحیت شود مگر این که قصد فرد از ورود به انتخابات ایجاد فضای جدید و ارتقای سطح مبارزه سیاسی باشد.

برچسب: نویسنده: یاسین کاظمیان تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 14:09

صفحه بندی