خرید بک لینک

اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «مقاله عاشورایی من در اطلاعات 19مهر1395» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.


سخن ما پيرامون پيام اصلي عاشورا قدري بيشتر از حوصله اين مقالات به درازا كشيد و اغتنام فرصت باقي مانده اقتضا مي‌كند كه خواننده هوشمند براي درك عمق پيام اصلي به اشاراتي كه در قالب مرور برخي پيام‌هاي فرعي عاشورا خواهد آمد، ارجاع داده شود.

همچنان كه قبلا بيان شد، حوادث تاريخي ـ بويژه حوادث و نقطه عطف‌هاي تاريخ اديان كه عاشورا در زمره مهم‌ترين آنهاست ـ با خود تاريخ در حركتند و در هر دوره از دل آنها پيام‌هاي مهمي متناسب نيازهاي جامعه بشري مي‌توان استخراج كرد.

چگونگي تبلور اين پيام‌ها در اذهان مردمان و در منظر نسل‌ها و ادوار مختلف نشانه‌اي از ميزان وسعت و عمق هر حادثه تاريخي است همچنان كه قدرت فهم جديد از حوادث مهم تاريخي را مي‌توان معياري براي سنجش قابليت‌هاي هر نسل دانست و آن را نوعي از «تفقه» ناميد.

هنگامي كه يزيد بر خلاف وصيت ظاهري پدر خود، مصمم به درگير شدن با اباعبدالله (ع) شد، احتمالاً تنها چند احتمال زير به نظرش مي‌رسيد:

1ـ دعوت توأم با فشار و تهديد در شرايط غافلگيرانه و ناگزير شدن امام به بيعت از باب اضطرار 2ـ خودداري حسين(ع) از بيعت و منزوي شدن وي با اعمال بايكوت كامل سياسي اجتماعي بيت امامت در مدينه به گونه‌اي كه بتوان سكوت امام را به منزله‌ مصالحه يا بيعت جلوه داد.

3ـ مقاومت محدود امام و كشته شدن وي در مدينه به نحوي كه بتوان آن را حادثه‌اي غيرمترقبه ناميد و با قرباني‌كردن يكي دو نفر، حكومت را مدافع خون امام معرفي كرد.

اما امام(ع) نه تنها غافلگير نشد بلكه در پاسخ دعوت امير مدينه براي بيعت با يزيد، نياز حاكميت به علني بودن چنين بيعتي را به منظور قابل استناد بودن آن به رخ مأموران يزيد كشيد و پاسخ را به فرصتي ديگر موكول كرد. سپس بلافاصله در صدد ترك مدينه النبي برآمد كه معني آن براي نزديكان فكري امام، اعلام تهي شدن اين شهر از همه ويژگي‌هاي نبوي بود. از همين زمان دو راهبرد مبارزاتي در ذهن امام بود. اول برجسته كردن ويژگي‌هاي عقلاني و ديني «حاكم» و كشاندن جامعه به ارزيابي منطقي حاكميت موجود با اين ويژگي‌ها و دوم تأكيد بر مفهوم بنياني «امنيت» و پيوند عميق آن با «آزادي»، «عدالت»، «عقلانيت» و حيات پويا و خلاق انساني و ديني.

اين دو اشاره و اين دو راهبرد به راحتي مي‌توانست بيانگر فلسفه حركت امام از مدينه به سوي مكه و تبديل تدريجي آن ـ به موازات رفتارهاي بعدي حكومت به ظاهر ديني ـ به قيام تمام عيار باشد. بنابراين پاسخ‌هاي امام به خصوصي‌ترين پرسش‌ها، مشورت‌ها و خيرخواهي‌ها از نخستين لحظه حركت، در چارچوب همين دو راهبرد قابل بررسي است و بدينگونه مي‌توان پيام‌هاي متعددي از اين مكالمات و مكاتبات و در ادامه آن از خطبه‌ها و پيام‌هاي عمومي امام استخراج كرد.

از جمله هنگامي كه محمدبن حنيفه، نگراني‌اش را از احتمال قتل امام مطرح مي‌كند تا مانع خروج وي از مدينه شود، حضرت سيدالشهدا(ع) مي‌فرمايند:

من قصد مكه دارم. اگر ماندن در آنجا ـ در جوار حرم امن الهي ـ براي من تامين كننده امنيت ‍[جاني، مالي، حيثيتي، فكري و اخلاقي] بود همانجا مي‌مانم.

پس امام قصد تأكيد بر حرمت ويژه مكه دارد كه رعايت آن، امنيت همگان را در جوار حرم الهي تضمين مي‌كند و شكستن آن بايد رسواكننده همه مدعيان حكومت ديني و جلب كننده توجه عمومي به فساد و تجاهر حاكم به فسق و استبداد باشد و بويژه حاجيان را كه به حكم فلسفه حج بايد مسائل اصلي جامعه اسلامي را در مركز توجه قرار دهند متوجه عمق فاجعه كند.

يزيد و ابواب جمعي حكومتش با مرور عملكرد امام در طول اقامت چند ماهه در مكه و با شناختي كه از شخصيت امام دارند به خوبي متوجه قصد امام و ضرورت پيشگيري از به چالش كشيده شدن مفهوم امنيت در مكه و سراسر بلاد اسلامي هستند اما از طرفي به شرايط ارتجاعي ايجاد شده در جامعه اسلامي اتكا دارند و مي‌دانند كه حج در سايه انحطاط آفريني چهل ساله آنان به ازدحامي نابسامان تنزل يافته و حاجيان مورد نظر امام كاملا در اقليتند. بنابراين از ازدحام روزهاي منتهي به عيد قربان مي‌توان بهترين بهره را برد و با كشتن حسين(ع) در كنار كعبه، حكومت را خونخواه اصلي وي معرفي كرد.

در واقع تمايل بديهي حكومت جور به استفاده از حربه ترور، از آغاز حركت امام(ع) مورد توجه ايشان است و يكي از محورهاي اصلاح طلبي و تأكيد ايشان بر عدم رعايت حقوق شهروندي توسط حكومت سفياني اشاره به همين ترور محوري(فيزيكي ـ حيثيتي و اخلاقي) است كه دامنه هتك امنيت را از شكستن امنيت اجتماعي و سياسي شهروندان فراتر مي‌برد و امنيت فيزيكي آنان را هدف قرار مي‌دهد كه اثباتش براي اثبات ناامني اجتماعي، فكري، اقتصادي، اخلاقي، سياسي و حيثيتي نيز كافي است.

به همين دليل در همان اوايل حركت از مكه به سوي كوفه، زماني كه حضرت اباعبدالله(ع) با اباهره ازدي و پرسش وي درباره دليل ترك مكه در آستانه عرفه مواجه مي‌شود، چنين پاسخ مي‌دهد:

«ويحك يا اباهره، ان بني اميه اخذوا مالي فصبرت و شتموا عرضي فقبرت و طلبوا دمي فهربت و ايم الله لتقتلني الفئه الباغيه...»

واي بر تو اي ابوهره، بني اميه مالم را تصرف كردند و صبر كردم. مرا ناسزا گفتند و صبر كردم. اينك مي‌خواستند خون مرا بريزند و ناچار به فرار شدم. به خدا سوگند اين گروه ستمكار (در هر حال) مرا خواهند كشت...»

در اينجا امام به جاي يزيد، همه تاريخ و تبار اموي را به عنوان دشمن خود معرفي مي‌كند و روشن مي‌سازد كه براي آنان فرقي نمي‌كند امام را در كجا بكشند. لذا فرار حضرت از مكه صرفا براي نجات جان خود ـ كه به نوبه خودش يكي از واجبات است، نيست بلكه امام مي‌كوشد با ايجاد تأخير در اجراي نقشه دشمن وظيفه افشاگري و اثبات استبداد و فساد حاكميت و مغايرت آن با اصول انساني و ديني را دنبال كند و مانع هدر شدن خون خود بر اثر يك «ترور خاموش» گردد.

لذا حادثه خروج امام از مكه در آستانه اعمال حج واجب هدفي جز وارد كردن يك شوك به جامعه حاجيان و بهره‌برداري بعدي از بازتاب‌هاي آن در پهنه بلاد اسلامي ندارد و اين مهم در كنار حفظ حرمت مكه و ممانعت از عادي شدن شكست اين حرمت، انگيزه‌اي فراتر از حفظ جان و عملي مهم‌تر از پاسخ به دعوت‌هاي كوفيان ـ قبل از راستي سنجي اين دعوت‌ها است.

وانگهي با تاخير ايجاد شده بر اثر اين حركت امام، توجهي روزافزون به موضوع ايجاد مي‌شود كه حاصل آن بالا رفتن هزينه ترور براي حكومت و فراهم شدن زمينه‌هاي بهره‌برداري حكيمانه بازماندگان امام از قتل ايشان، عليه دشمنان دين و بشريت است.

برچسب: نویسنده: یاسین کاظمیان تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:51

صفحه بندی