خرید بک لینک

اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «مقاله عاشورایی من در روزنامه اطلاعات 24مهر1395» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

تأکید امام بر اهمیت «امنیت» که امنیت جانی شرط تحقق سایر ابعاد آن از جمله امنیت اجتماعی، سیاسی، فکری، اخلاقی و اقتصادی است، مقدمه‌ای برای توجه دادن به سایر ابعاد حقوق شهروندی و مغایرت هتک این حقوق با وظیفة تعالی‌بخشی و بسط زمینه‌های رشد انسان‌ها توسط حاکمان به‌ویژه حاکمان دینی است.

امام در این جهت، از هر فرصتی برای افشای ملازمه رفتار حکومت با رویکردهای فقها و انصراف آنان از تفقه در دین به سمت تفقه حداقلی در احکام، فروگذار نمی‌کند و پیوند انحطاط با استبداد را آماج اصلی‌ترین حملات خود می‌سازد.

در عین حال، هتک حرمت خواص و نخبگان فکری و اسوه‌های جامعه بهترین نشانه بی‌ارزش بودن حرمت سایرین در نزد بنی‌امیه است که امام از آنان با تغییر «فئه باغیه» یاد می‌کند تا نشان دهد این جرثومگان فساد، رسماً علیه بنیان‌های دین و مبانی حقوق بشری به میدان آمده‌اند و عمل ایشان مصداق بارز «بغی» است نه اعتراض دیگران به اعمال و شیوه سلوکی سفیانی آنان.

محور حقوق شهروندی در نظام اصیل دینی، همه‌جانبه بودن مفهوم «امنیت» و وسعت دایره شمول آن است که در زیباترین وجه با تعبیر «لا اکراه فی الدین» بیان می‌شود.

بدینگونه حکومت، به فرض صلاحیت و مشروعیت کامل، حق ندارد کسی را به انتخاب دین و اطاعت از فرامین آن ـ که فرامین پروردگار هستی است ـ مجبور کند و او را از طعم دلپذیر تحقیق و کسب معرفت که لازمه انتخابِ آزاد و اطاعت مؤثر اعتقادی است محروم سازد.

در چنین شرایطی، برای آن‌که یک حکومت استبدادی بتواند فرمان خود را به منزله فرمان حاکم الهی جلوه دهد و حداقل از باب ترجیح حاکم بد بر آنارشیسم، مردم را وادار به اطاعت از خود کند، نیازمند پاک کردن اینگونه پیام‌های الهی از اذهان مردم است که بخش مهمی از آن با دچار کردن مردم ـ به ویژه نخبگان ـ به محرومیّت‌های جاری و محدودکردن حق انتخاب‌های عملی آنان در جزئی‌ترین امور زندگی تحقق می‌یابد. لذا، یکی از پیام‌های امام و عاشورا، لزوم هوشیاری در برابر این سیاست سفیانی است و حضرت اباعبدالله(ع) با روشن کردن این نکته که حاضر نیست به انتخاب میان بد و بدتر تن دهد همگان را به چنین اهتمامی دعوت می‌کند تا از این طریق مردم را از مسیر انحطاط به منهاج آزادگی و اصلاح‌گری و تعالی بازگرداند.

برخی سخنان امام در این رابطه، ظاهری مظلومانه دارند و با الفاظی بیان می‌شوند که حالت واگویه دارد امّا در این لحن دردمندانه نیز بخشی از محتوای پیام نهفته است که عظمت به اجبار کشیده شدن صالحان و مصلحان توسط پست‌ترین افراد را به رخ می‌کشد آنجا که امام(ع) خطاب به سپاهیان ابن‌زیاد می‌گوید:

«اَلا انّ الدعی ابن الدعی قد رکزنی بین الاثنتین؛ السلّه و الذّله» همانا امیر شما ـ ابن‌زیاد ـ که زنازاده و فرزند زنازاده است مرا بین مرگ و ذلّت مختار کرده و انتخاب مرا به این دو محدود کرده است.

امام زنازادگی و تعلق اثبات شده ابن‌زیاد به جبهه فسق را که بهترین مستند قابل فهم برای معرفی و شناساندن جایگاه و پایگاه پست اجتماعی و اخلاقی اوست به گونه‌ای یادآور می‌شود که خود به خود مقایسه میان وی و امام(ع) و دریافتن فاصله فاحش میان این دو را به دنبال دارد و درک این فاصله در شرایط عادی برای توجه یافتن مخاطب به تلخی محدود ساختن حق انتخاب یک شهروند صالح و مصلح کافی است. ضمن آن‌که همین یادآوری مغایرت تصدی امور توسط زنازادگان با مبانی دین و حکومت دینی را نیز به رخ می‌کشد.

سپس امام(ع) از این زمینه‌سازی سریع لفظی بهترین بهره را برای طرح قسمت دوم پیام می‌برد و می‌فرماید: «هیهات منّ الذلّه» پذیرش ذلت از خاندان پیامبر به دور است. اطاعت فرومایگان بر نیکان حرام است و پذیرش مرگ شرافتمندانه در راه مقابله با این‌چنین عسرتی وظیفه ما و هر انسان آزاده‌ای است که ادعای پیروی از راه ما و پیمودن مسیر رستگاری و اقامه حقوق الهی و انسانی را دارد.

امام تصریح می‌کند ـ و این تصریح در بحبوحه خون و آتش تأمل مضاعفی را می‌طلبد ـ که دستگاه حکومتی (با هر درجه از صلاحیت و قدرت ظاهری) حق ندارد با محدود کردن حق انتخاب مردم، حقیقت، مفهوم انتخاب را مخدوش کند. حکومت حق ندارد برای من در مورد کل سکونت و نحوه رفتار شخصی‌ام و بسیاری امور دیگر تصمیم بگیرد یا به گونه‌ای عمل کند که چاره‌ای جز تن دادن به شرایط ایجادشده نداشته باشم و آن‌گاه چنین تسلیم ذلت‌باری را انتخاب نامد.

خلاصه سخن سیدالشهدا(ع) این است که «شهروند» برای برخورداری از هویت و مسئولیت شهروندی باید از شرافتمندانه‌ترین شکل امنیت در تمام جوانب زندگی خود برخوردار باشد و برای تضمین امنیت خود ناگزیر به پذیرش و تحمل هیچ ذلتی نشود وگرنه حکومتی که با مردم چنین کند مرتکب بغی علیه بنیان‌های دین و ارکان حیات بشری شده و عدم اطاعت از چنین حکومتی، عین اطاعت از فرمان خدا و رسول(ص) خواهد بود.

برچسب: نویسنده: یاسین کاظمیان تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:51

صفحه بندی