دوباره دست و دلم می لرزد
یکی به گرگ بگوید:
جواب مادر این میش بره ها با کیست؟
هنوز چشم هراسان بره هاباز است.
*
رفیق راه نبودند
یقین و یاوگی ام.
حساب کار کجا و من خراب کجا
اشاره کرد به من، چوپان
نگاه کرد به من گرگ وآسمان لرزید.
*
خطای دید...
رفیقی نیست
دل نسیم شکست
یهود وار
یهوداوار
حصیر حیرت خودرا
حصار حسرت خود کردم
اجازه نیست به خود برگردم
هوا، سراب تر از خاک است
نگاه گرگ به من می خندد.
ریحان 20شهریور1395
برچسب:
نویسنده: یاسین کاظمیان